اکنون رخت به سراچه آسمان دیگر خواهم کشید...آسمان آخرین...
که ستاره تنهایی آن تویی.....
آسمان روشن...سرپوش بلورین باغی... که تو تنها گل آن...تنها زنبور آنی...
باغی که تو تنها درخت آنی...
و بر آن درخت گلی است یگانه....
که تویی.....
ای آسمان و درخت و باغ من....گل و زنبور و کندوی من....
با زمزمه ی تو.....اکنون رخت به گستره خوابی خواهم کشید....
 که تنها رویای آن تویی.....

..شاملو..


/ 8 نظر / 41 بازدید
Messenger

یـــــــــــــــــــــــــــــــــاد www.khayamiha.blogfa.com _________________________

پیام

سلام ابجی خوبی؟ چرا اینجوری شده وبلاگت؟ دلم گرفت..... داداشی هنوز دوست داره [قلب]

الهه

ایشالا همیشه شاد و خوش باشی و خنده رو لبات باشه عزیزم

ماندانا

چه خوبه که هنوز هم می شه یاد گذشته ها کرد ... با یه کیلیک و باز شدن پیج دوستای قدیمی[لبخند]

Aria Lonely

وبلاگ خوبی داری همین که کپی و پیست نیست و از خودت مینویسی و روزمرگی ها رو در قالب های مختلف بیان میکنی و شعرهای خوبی که نوشتی خیلی عالیه موفق باشی خوشحال میشم به من هم سر بزنی

سعید رضا خساره

با درود بهترینها رو برات آرزو میکنم گرما را وقت سرما یاد کن آدیوس

pantea

ba in matnet kheili tarsidam